الشيخ محمد آصف المحسني

6

توضيح المسايل سياسى (فارسى)

مقتضيات مبانى و اصول مذهب كه مايه امتيازمان بوده غافل مانده و به چنين اسارت رقت‌بارى تن در داديم و به فكر استخراج از اين مبانى ، از اين اسارت نيفتاديم و به عكس ، دشمنان ما به اين فكر افتادند و پيش تاختند و ما به قهقرا برگشتيم و اكنون ناگزير شديم كه جمعى همان مقتضيات و اصول مذهب‌مان را با كمال سرافكندگى از ديگران اخذ نمائيم » 3 . شايد همين عوامل سبب شده بود كه از قرن چهارم تا قرن سيزدهم فقهاى شيعه به امر سياست و اقامه حكومت و احكام آن و اوصاف حاكمان و حكومت‌شوندگان چندان اهميت ندهند . اين فقيهان اگرچه به صورت ناگزير در مباحثى چون جهاد ، حسبه ، نماز جمعه ، خمس ، خراج ، مقاسمه و . . . بايد به وظايف ، صلاحيت و اوصاف حاكم اسلامى و وظايف مومنان در برابر آنها مىپرداختند و رساله‌هاى متعدد « جهاديه » ، « خراجيه » ، « حسبيه » و « نماز جمعه » و . . . مىنگاشتند ، ليكن سياست و مسايل سياسى و مدنى را به صورت جدى جداگانه و مستقل مورد بحث قرار نمىدادند . ظاهرا اولين فقيه كه امر سياست و حكومت را به صورت نسبتا مستقل مورد بحث قرار داد ، مرحوم ملا احمد نراقى ( م 1248 ه . ق ) بود . به گفته پژوهشگران اين عرصه ، نراقى در كتابى به نام « عوايد